تبليغاتX
.:: مکتوب ::.

.:: مکتوب ::.

دیروز با یکی از دوستای قدیمی رفته بودم محلی که توش به دنیا اومدمو تا 16 سالگی اونجا بودیم ،کلا تغییر کرده بود همه خونه های ویلایی جاشونو به آپارتمان داده بودن به تبع اون همه هم محلی ها هم از اونجا رفته بودن به جز چندتایی که هنوز خونشون سر جاش بود.خیلی دلم گرفت کلی دل تنگ اون موقع ها شدم. یادش به خیر بچه که بوم همش میگفتم دلم میخواهد زور تر بزرگ بشم اما حالا اصلا دلم همچین چیزی رو نمیخواهد.

خیلی خستم

دلم میخواهد برای یه مدتی کلیه وسایل ارتباطیمو قطع کنمو برم یه جایی حسابی با خودم خلوت کنم

دلم یه تنهایی خوب و دلچسب میخواهد

کلی دلم گرفته...


+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 14:24 توسط مکتوب |


سال نوی همه شما عزیزان مبارک

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 12:42 توسط مکتوب |


جدیدا خیلی گیر کردم دیگه تشخیصش برام داره سخت میشه

جدیدا همه چی با هم قاطی شده

ارزش ها و ضد ارزش ها رو میگما

شماها هیچ توجه کردین داره جای این دو تا با هم عوض میشه

این خیلی بده چون باعث شده من دیگه خیلی از هم سن و سالام رو نشناسم .

اول متن گفتم تشخیصش برام سخت شده چونکه دیگه اینقدر این دوتا جای همدیگرو گرفتن که دیگه .....

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 19:27 توسط مکتوب |


شنبه صبح زود از خواب بیدار شدم، آروم لباس پوشیدم و طوری که زنم از خواب بیدار نشه، جعبه ناهارم رو برداشتم، سگم رو صدا کردم و آروم رفتم توی گاراژ خونه، قایق ام رو بستم به پشت ماشینم و از خونه به قصد ماهیگیری رفتم بیرون...درهمین حین متوجه شدم که بیرون باد شدیدی میاد،رادیو رو هم که روشن کردم متوجه شدم تمام روز وضعیت هوا به همون بدی باقی خواهد موند...تصمیمم عوض شد. دوباره آروم برگشتم خونه، ماشین رو تو گاراژ پارک کردم، لباسم رو درآوردم و یواش رفتم تو رختخواب کنار زنم که هنوز خواب بود.... اون رو از پشت بغل کردم و آهسته تو گوشش گفتم: "هوا بیرون خیلی بده..." که همسر عزیزم، که الان بیست ساله با هم ازدواج کردیم، جواب داد: " آره، ولی باورت میشه که این شوهر احمق من تو همچین هوائی رفته ماهیگیری؟!! ...... من هنوز که هنوزه نمیدونم همسرم اون روز شوخی میکرد یا نه، ولی من دیگه هیچوقت نرفتم ماهیگیری!!!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 15:26 توسط مکتوب |


اول میخواهم سایت بانک پارسیان رو بهتون معرفی کنم البته قسمت پرداخت قبوضش رو

از طریق این سایت خیلی راحت با هر کارتی که داشته باشید میتونید قبض هاتونو پرداخت کنید .

دومین مطلبی که میخواهم بگم برای کسایی هستش که زبان میخونن و برای حفظ کلمات از فیش نوشتن خسته شدن ،میتونید از طریق این سایت نرم افزار G5  رو دانلود کنید و حالش رو ببرید.

امیدوارم مفید بوده باشه

موفق باشید

+ نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387 9:53 توسط مکتوب |


X

و اينك سكوت
و اينك سكوت انديشگاه تاريك روزها و شبها شده است
كسي مي‌آيد، كسي مي‌رود، چه اهميت دارند
اين خاشاك بي مقدار هر جايي؟
تنم فرسود و دلم فسرده شد
از اينهمه شبهاي تنهايي
از اين همه روزهاي بي انصاف
براي كه بگويم؟ از چه ؟
از تاريكي شبي سخت در پستويي متروك
از فشار جانكاه دستان اراذل بر گلوي نجابت
از دلتنگي‌هايم براي آن فرشته كوچك بي بال و پر
نه هيچ نخواهم گفت، كه هيچ، همه چيز من است.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اردیبهشت 1388

اسفند 1387
بهمن 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384



پیوندها

Absurd
ارتباط عاطفی موثر تر ( دکتر شیری )
كـــــــــــامـــران
جزیره بچه گـــــــرسنه
سرزمین کانگرو ها
زیر آسمان استرالیا
مه کیا
قبل از یک زن (نیلی)
گفتار (روزبه)
زاغارت (روزبه)
کانون مطالعاتی دانشگاه امیرکبیر
یادداشتهای یک دختر ترشیده


    تعداد بازديدها: